یکشنبه 10 دی 1391 ساعت 13:46 |
بازدید : 1525 |
نوشته شده به دست barooni84 |
(نظرات 0)
بــــــــــاران از راه رسید ، عشق را دوباره در مزرعه ی خالی تنم پروراند ، زندگی را در آسمان آبی چشمم حس کرد ، ناگهان پایییز عشقم از راه رسید ، آری رفت ولی هنوز قلبم برای اوست...
یکشنبه 10 دی 1391 ساعت 13:44 |
بازدید : 1458 |
نوشته شده به دست barooni84 |
(نظرات 0)
چشمهای من از دوریت کنون مثل آسمان بـــــارانیست ابرها میبارند و آرام میشوند اما چشمهایم می بـــارند و بیقرار تر میشوند کاش تا ابرها آرام نشده اند بیایی...